

شاعری آواره خواهم شد در این دنیای سخت
کاشکی آسان شود امروز یا فردای سخت
بار دیگر حالِ خوبی در جهانم نیست نه
آدمی دیوانهام پیوسته در رویای سخت
آخرش با لحظههای غرقِ غم باید چه کرد؟
تا که غمگین است این تقدیرِ بی معنای سخت
بر دلم امواجِ طوفانی نمیخواهم دگر
در وجودش غرق میخواهد مرا دریای سخت
کِی بهارش میرسد این سالِ دائم سرد من؟
تا که اینجا ماندهام هر لحظه در سرمای سخت
شاعر: مهدی ملکی الف
برچسب:
نویسنده: طاها اسدیپور