طلسم - تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 15:58
حضورِت مثل مرهم بود بانوتنم بی عطرِ عشقِت درد دارهفقط از دردِ دوری مینویسمیه شاعر بی تو هر شب بی قرارهبیا مجنونتَرَم کن با نگاهِتکه میمیرم برای چشمِ زیباتنگاهِ تو پر از امواجِ عشقهفدای چشمهای مثلِ دریاتیه دلتنگم،،، نمیتونم نَبارمچشای من به یادت غرقِ خونهبیا این روزها فریاد رَس باشکه این احساسِ من اس...
جان پناهِ من - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 17:43
چشمان تو نورِ ماهِ من بوده و هستگرمای تنت رفاهِ من بوده و هستعمریست مرا زنده نگه داشتهایآغوش تو جان پناهِ من بوده و هستشاعر: مهدی ملکی الفAdblock test (Why?)
موجِ شیدایی - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 17:43
ای یار؛ میخواهم کمی آرامِ جان باشیمانند من در عشق و مستی پر توان باشیبر جان من آغوش گرمَت را ببخشی کاشآوارهام،،، باید برایم آشیان باشیتنها تویی پایانِ تنها بودنم بانوبا قلبِ این دیوانه باید همزبان باشیاین شاعر دلداده را لبریز کن از عشقعمریست میخواهم که با من مهربان باشیای یار؛ غرقم کن شبی با موجِ شی...
لبریز تو - تاریخ: 1402/12/4 ساعت: 17:43
بی گمان تا عمر دارم قلب من لبریزِ توستبر وجودِ تشنهی من بارشِ یکریزِ توستذهنِ این دیوانه را عمریست جادو کردهایباز هم مضمونِ شعرم چشمِ سِحرآمیزِ توستفصل سرما حسِ غم دارد، ولی آغوش منجان پناهت در زمستانها و در پاییزِ توستباز دارد روزِ محشر میشود هر جای شهراینکه مردم با تو میمیرند رستاخیزِ توستآمدی تا ...
عالم احساس - تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 15:07
عاشق کُشیها میکند اعجازِ چشمانتمجنونِ دوران میشوم با نازِ چشمانتبا چشمهایت نغمههای عشق سر دادیلبریزِ عشقم میکند آوازِ چشمانتاحساسِ من بالاتر از عشق است باور کنویران شدم با صحنهی دلبازِ چشمانتآخر چه چیزی اینچنین زیباترینت کرد؟آگاه کن قدری مرا از رازِ چشمانتدر عالمِ احساس بُردی یارِ مستت راشاعر شدم با...
آشنا - تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 15:07
آواز بخوان مستِ صدایت بشوممجنونِ حضورِ دلربایت بشومبانوی عزیز من که چشمت عسلیستتصمیم گرفتهام فدایت بشومباید که در این هجوم آزادی و عشقزندانیِ قلبِ بی ریایت بشوماز عشق برایم قفسی سخت بسازباید که اسیرِ چشمهایت بشومای یار؛ خدای مهربان آخر خواستبا بوسهی عشق آشنایت بشومشاعر: مهدی ملکی الفAdblock test (Wh...
آرام جان - تاریخ: 1402/11/4 ساعت: 15:07
لبریزِ عشقم تا تو با من مهربان هستیدر قلب من تا عمر دارم جاودان هستیدائم برایم جان پناهی جانِ جانانمهر شب برای یارِ مستت آشیان هستیعشقت به پایان میرسانَد دردهایم رامیبوسمت وقتی چنین آرامِ جان هستیباید حضورِ بی ریایت را ستایش کردوقتی چنین با عشق و مستی نغمه خوان هستیبا بودنت هر شب خدا را شکر باید کرد...
اوجِ بهار - تاریخ: 1402/10/5 ساعت: 15:47
عاشقم باش که درمان منی با عشقتمرهمِ پیکرِ بی جان منی با عشقتچشمهایت غمِ بسیارِ مرا پایان دادهمدمِ قلبِ پریشان منی با عشقتبا تو انگار که در اوجِ بهار است دلمچون تو پایانِ زمستان منی با عشقتبا تو تاریک نشد کلبهی پر حسرت مننورِ کاشانهی ویران منی با عشقتدرد را در دل این غمزده از بین ببرعاشقم باش که درما...
آغاز زمستان - تاریخ: 1402/10/5 ساعت: 15:47
[unable to retrieve full-text content]پر شور ترین دختر دنیا شدهای آرامش این خستهی تنها شدهای با عشق تو آغازِ زمستان زیباست پایانِ غمم در شب یلدا شدهای شاعر: مهدی ملکی الف
تکیه گاه - تاریخ: 1402/10/5 ساعت: 15:47
نگاهِت بس به من احساس دادههمش دیوونهی چشمات هستمتو با هر کس که دیدم فرق داریتو رو تا عمر دارم میپرستمفقط با بودنت آروم میشمتو وقتی دور باشی در عذابمغزل پردازِ چشماتم عزیزمبه عشقِت شاعرِ اشعارِ نابمتو باشی سوز و سرما نیست انگارتو واسم مثل صدها نوبهاریمیدونم تا ابد با من میمونیمیفهمم پای عشقت موندگاری...
شاعر پاییزی - تاریخ: 1402/9/23 ساعت: 15:11
هر ثانیه دیوانه و مستم ای دوستجز عشق نباید بپرستم ای دوستیک شاعر پاییزی و با احساسممن زادهی فصلِ عشق هستم ای دوستشاعر: مهدی ملکی الفتولدم مبارکAdblock test (Why?)
برنگشت - تاریخ: 1402/9/23 ساعت: 15:11
آخرش از خانهی من رفت و دیگر برنگشتهمدمِ دیوانهی من رفت و دیگر برنگشتعاشقش بودم ولی کمرنگ شد در ذهن مناز دل ویرانهی من رفت و دیگر برنگشتشمعِ روشن در دل شبهای او بودم، ولیدر شبی پروانهی من رفت و دیگر برنگشتمثل مجنون میشدم با اینکه لیلایم نبودگرچه از افسانهی من رفت و دیگر برنگشتفکر میکردم که میآید ولی ...
گلستان - تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 2:20
یکباره طوفان میشود با عطر عشقتاین شهر ویران میشود با عطر عشقتدر من دو چندان میکنی دیوانگی راقلبم غزل خوان میشود با عطر عشقتپایان ندارد بی گمان غوغای این عشقجانم پریشان میشود با عطر عشقتحتی کنارت دردها معنا ندارنداین مرد درمان میشود با عطر عشقتصحرای سوزانم، ولی انگار قلبملبریزِ باران میشود با عطر عشق...
سرد و بی وفا - تاریخ: 1402/9/14 ساعت: 2:20
[unable to retrieve full-text content]یک آدمِ سرد و بی وفا خواهم بود یا اینکه دگر پر از ریا خواهم بود حالا که کسی حالِ مرا درک نکرد من هم به خدا مثل شما خواهم بود شاعر: مهدی ملکی الف
قابِ چشمانت - تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 19:12
این بار غرقم میکند گردابِ چشمانتلبریزِ نورم میکند مهتابِ چشمانتدریای چشمت مثل شهرم انزلی زیباستجاوید میماند ولی تالابِ چشمانتموجی که در زیباییات داری خروشان استراکد نمیماند چرا مردابِ چشمانتدر حس و حالت نغمههای عاشقی جاریستآهنگسازی میکند مضرابِ چشمانتدر چشمهای عاشقت صدها غزل داریشاعر شدم با واژههای ...
همسر عاشق - تاریخ: 1402/9/1 ساعت: 19:12
شبیه مرهمی واسم عزیزمکنارت درد من از بین میرهپناهم باش با آغوش گرمتکه چشمم روز و شب بارون نگیرهبیا امشب که من تصمیم دارمازت یک همسر عاشق بسازمتو احساسی به من دادی که آخربه چشمای قشنگت دل ببازمپر از رفتارِ خوبی نازنینمتو خیلی با دل من مهربونیبه عشقت آدمی دیوونه میشمکه پای قلبِ پر عشقم بمونیجهان با بو...
یک مردِ سرگردان - تاریخ: 1402/8/14 ساعت: 14:49
ای عشق! میخواهی مرا ویران بسازیاز شاعرت یک مردِ سرگردان بسازیامشب خروشان کردهای دریای غم راتا باز هم در سینهام طوفان بسازیتصمیم داری روز و شب با آتش عشقاین چشمهای خسته را گریان بسازیوقتی خودت باعث شدی افسرده باشمباید برای دردِ من درمان بسازیجوری برایم زندگی را سخت کردیتا مرگ را در باورم آسان بسازیحس...
چشمهای پر آشوب - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 0:19
[unable to retrieve full-text content]با آتش عشق روز و شب در جنگم احساس نکن که آدمی دلسنگم از دوریِ چشمهای پر آشوبت یک عمر گذشت و باز هم دلتنگم شاعر: مهدی ملکی الف
لبریز - تاریخ: 1402/8/3 ساعت: 0:19
از درد عشقت تا به کی لبریز باشم؟در حسرتت غمگینتر از پاییز باشمهرگز نمیخواهی دلم آرام باشدتا کی اسیر گریهی یکریز باشم؟تصمیم داری دائما بی شانههایتآوارهی این شهرِ باران خیز باشمبا دوریات نابود کردی ساحلم راتا غرقِ دریاهای وهم انگیز باشمدنیای این دیوانه را از بین بردیچون قصد داری آدمی ناچیز باشمشاعر: م...
قهر نکن - تاریخ: 1402/7/24 ساعت: 18:03
[unable to retrieve full-text content]با من که پریشان توام قهر نکن وقتی که غزل خوان توام قهر نکن ای عشق! کمی لایق احساسم باش تا شاعر چشمان توام قهر نکن شاعر: مهدی ملکی الف