تا که دلتنگ توام
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
تا که دلتنگ توام تا که دلتنگ توام بی تو این درد که بسیار شود غمگین استخانهی روشن من تار شود غمگین استباز دیوانهی من باش که بعد از تو دلماز جهان اینهمه بیزار شود غمگین استتا که دلتنگ توام حالِ غزلها خوش نیسترفتنت معنیِ اشعار شود غمگین استدوست دارم که تو درمان بشوی بر حالمدر تنم درد که تکرار شود غم...
شهرِ ابری
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
باز در زندگیام خانهی ویران دارم قعرِ دریای دلم یکسره طوفان دارم سهم من گریهی بسیار نباید باشد شهرِ ابری شدم و قصهی باران دارم بار دیگر چه کنم تا غمِ سرما سخت است تا ابد فصلِ غم انگیزِ زمستان دارم لحظهای نیست که آواره نباشد این دل عابری گیجم و احوالِ پریشان دارم حالِ خوش در منِ دیوانهی پر حسرت ...
مانندِ پاییز
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
خاتمه ندارد قصهی طوفانِ این دل تاریکتر شد کلبهی ویرانِ این دل تقدیر من پس کِی هوای صاف دارد؟ ابریست امشب شهرِ پر بارانِ این دل بر چهرهی من بار دیگر خندهای نیست لعنت شود غمهای بی پایان کارِ این دل در قلبِ این دیوانه هرگز حالِ خوش نیست درد است در احساسِ بی درمانِ این دل مانندِ پاییز است هر فصلی...
قصهی پاییز
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
بی تو دائم قصهی پاییز دارد شاعرت دردها را روز و شب لبریز دارد شاعرت روزگاری سرد و غمگین را جدا کن از تنم تا ابد شهری زمستانخیز دارد شاعرت میل مُردن را کمی از قلبِ زارم دور کن زندگی را بی تو وهم انگیز دارد شاعرت عاشقی هستم که چشمم بی تو غم دارد هنوز در نگاهش گریهی یکریز دارد شاعرت فصلِ دلگیری که د...
آوارهی تو
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
آوارهی تو آوارهی تو روز و شب شاعر چشمان تو باید بشومیا که هر لحظه غزل خوان تو باید بشومحالِ خوش را تو فقط در دل من میسازیبوسهام کن که پریشان تو باید بشومغرقِ آغوشِ خودم باش که سرما برودفصلِ خوش بعد زمستان تو باید بشومبار دیگر دل من یکسره آوارهی توستگیج و دیوانه و حیران تو باید بشومشهر بی عطر تن...
درمان من
-
تاریخ: 1405/5/31 ساعت: 17:24
درمان من درمان من دیوونهی چِشمای نازِت میشه این دلوقتی نگاهم میکنی با چشمِ زیباتدائم تو هستی توی اشعاری که میگمزیباست وقتی غرق میشم توی رویاتمن با تو و آغوشِ گرمِت زنده هستمهر لحظه عشقِت واسه قلبم روح و جونهبا بودنِت احساسِ خوش دارم همیشهخیلی تو زیبایی و قلبِت مهربونهاینجا نمونی زندگی تاریکه واسما...
دنیای سخت
-
تاریخ: 1405/4/23 ساعت: 16:32
دنیای سختدنیای سختشاعری آواره خواهم شد در این دنیای سختکاشکی آسان شود امروز یا فردای سختبار دیگر حالِ خوبی در جهانم نیست نهآدمی دیوانهام پیوسته در رویای سختآخرش با لحظههای غرقِ غم باید چه کرد؟تا که غمگین است این تقدیرِ بی معنای سختبر دلم امواجِ طوفانی نمیخواهم دگردر وجودش غرق میخواهد مرا دریای س...
خسته
-
تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 18:13
سینهام بار دگر با دلِ ویران خستهستبعد تو شاعر دیوانهی دوران خستهستکاش گرمای تنت با دل من یار شودشاعرت در شب پر سوز زمستان خستهستشانهات ساحل آرامِ دلم نیست چرا؟بی تو دریای دلم از غم طوفان خستهستکاش فریادِ غزلهای مرا درک کنیهمدمم باش که این مردِ غزل خوان خستهستعابری خسته به دنبال تو سرگردان استماه من!...
غوغای درد
-
تاریخ: 1403/5/9 ساعت: 18:13
این خانه بعد از رفتنت دنیای درد استدر سینهی طوفانیام غوغای درد استامواجِ غم را دور کن از لحظههایموقتی چنین در قلب من دریای درد استامشب که دارم بی تو از غم مینویسمهر واژهی غمگین من معنای درد استاندوهِ دوری را جدا کن از وجودماین مردِ عاشق بعد تو رسوای درد استآخر به پایان میرسم بی عطرِ جانتدر تار و پود...
مفهومِ لحظهها
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 14:10
بدجور به چشمهای من زیباییای دلبرِ خوش قیافهی رویاییچشمانِ تو امواجِ خروشان داردای عشق! تو مواجترین دریاییپر شور و قشنگ و مهربانی بانوجذابترین دختر این دنیاییمفهومِ تمامِ لحظههایم هستیتردید ندارم که تو پر معناییشبهای مرا همیشه نورانی کنمهتابی و در نیمهی شب پیداییشاعر: مهدی ملکی الفAdblock test (Why?)
همچون خیال
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 14:10
زندگی با چشمهای عاشقت معنا گرفتروزهای سخت را از شاعر شیدا گرفتبا تو آخر قلب ویرانم به آرامش رسیدموجِ غم را ساحلت از جانِ این دریا گرفتدر غزلهایم دوچندان کردهای احساس راشعر من با عطرِ جانت حالتی زیبا گرفتحضرت دردم که آخر عطری از پیراهنتانتظارِ سخت را از چشمِ نابینا گرفتبا تو حتی نیمه شبها اندکی تاریک...
بی تابِ نوبهار
-
تاریخ: 1403/4/30 ساعت: 14:10
[unable to retrieve full-text content]چشمان مرا گریه کنان میخواهی رگهای مرا بی ضربان میخواهی بی تابِ حضورِ نوبهارم ای عشق هر چند که در دلم خزان میخواهی شاعر: مهدی ملکی الف
فریادِ تنهایی
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 19:55
رفتی که ویران تر شود دنیای این شاعرخاموش باشد بعد تو رویای این شاعرهر شب غزلهایم پر از فریادِ تنهاییستاندوه دارد تا سحر شبهای این شاعراز من جوانی را گرفتی با غمت ای عشقبی عطرِ جانت پیر شد سیمای این شاعرسَر میدهم بعد از تو دائم نالهی غم راافسوس دارد روز و شب آوای این شاعردر سینهی غمگین من امواجِ دلتن...
جذابترین
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 19:55
جذابترین حالتِ دنیا در توستزیباییِ هر چه خواب و رویا در توستبرگرد که بی تو غرق در موجِ غممآرامترین ساحلِ دریا در توستشاعر: مهدی ملکی الفAdblock test (Why?)
بمون با من
-
تاریخ: 1403/4/14 ساعت: 19:55
جهان با عطر تو زیباست هر شبمعطر میشه با عشقِت خیالمتو واسم تا ابد آرومِ جونیکنارِت تا قیامت خوبه حالمهوای زندگی دلچسبه با توحضورِت مثل صدها نوبهارهبه فریادم برس بانوی خوبمکه عشقم حالتِش دیوونه وارهنمیدونی پریشونم به عشقِتکنارم باش تا واست بمیرمبشم عاشق تر از مجنون و لیلیجنونی تازه با عطرِت بگیرمبه م...
احوالِ گوناگون
-
تاریخ: 1403/3/11 ساعت: 17:26
مرا از درد تنهایی بیاور اندکی بیرونبه یادت تا به کی آتش بگیرد این دلِ مجنونرهایم کردهای با گریه زاریهای پی در پینمیفهمی چه دارم میکِشم با دیدهی پر خوننمیدانی چه آوردی سرم ای جانِ جانانمدلم غمگین، تنم ویران، تمامِ واژهها محزوناسیرم کردهای در ماجرای تلخِ دلتنگیچرا پایان ندارد اندکی این قصهی ملعونشبی گ...
صبر و قرار
-
تاریخ: 1403/3/11 ساعت: 17:26
[unable to retrieve full-text content]مهتابِ دلم در شبِ تاری بانو بر دردِ دلم صبر و قراری بانو زیباییِ طغیان تو آرام من است دریایی و موج عشق داری بانو شاعر: مهدی ملکی الف
عشقِ ویرانگر
-
تاریخ: 1403/3/11 ساعت: 17:26
ویران شدم بعد از تو در این ساحلِ سرددریای غم دارد درونش بی تو این مردباید چه میکردم که دردم را بدانیفریاد کردم بارها برگرد... برگردباید مداوایم کنی با عطر عشقتجا ماندهام بعد از تو در دنیایی از دردای وای بر من، وای بر من، وای بر منبا روزگارم عشقِ ویرانگر چهها کرداصلا چرا اینگونه بی تابم پیاپیوقتی نمی...
عیدی پاییزی من
-
تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 15:58
[unable to retrieve full-text content]مجنون توام لیلیِ تبریزیِ من پایان بده بر فصلِ غم انگیزیِ من ای هدیهی من در دل شبهای خزان ای دلبر من عیدیِ پاییزیِ من شاعر: مهدی ملکی الف
سیب سرخ
-
تاریخ: 1403/1/30 ساعت: 15:58
عطر تو باید بپیچد در هوایم سیب سرخبا تو خوشبو میشود دنیا برایم سیب سرخمیوهی عشقی که غوغا میکنی با عطر خودبا حضورِ مهربانت آشنایم سیب سرخآنچه دردم را به پایان میرسانَد طعم توستآمدی پایان شوی بر دردهایم سیب سرخخالصی، پاکی، قشنگی، باوفایی، محشرییار من، جانان من، ای بی ریایم سیب سرخبس کنارت اوج میگیرد ه...